شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
138
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
كدام منكر در جهان اسلام خطرناكتر و پليدتر از اين كه فرد ناپاك و كثيفى مانند يزيد در رأس حكومت اسلامى قرار گيرد ؟ حسينى كه در برابر يك منكر و گناه عادى و معمولى آرام نگيرد ، آشكارا آنها را انكار كند ، چگونه امكان دارد در برابر منكرى كه سرچشمهء همه منكرات است و هستى اسلام و قرآن را بدون ترديد به سقوط هميشگى و حتمى تهديد مىكند ، آرام بنشيند و علنا آن را انكار ننمايد ؟ آرى ، خواست قلبى حسين ( ع ) در برابر اين پيشامد عظيم اين است و خدا هم جز اين نمىخواهد . حسين حجت و خليفهء خداست و خواست او با خواست خداوند مغايرت نخواهد داشت و از اينجاست كه مىبينيم خداوند هم او را راهنمايى كرده و به وسيلهء پيامبر خود راهى را كه نجات اسلام و امت اسلامى در آن است ، در برابر وى قرار مىدهد . او آن مناجات را انجام داد و پس از چند لحظه پيغمبر خدا را در خواب ديد كه او را سخت در آغوش كشيده و به او مىگفت : « حبيبى يا حسين كانى أراك عن قريب مرملا بدمائك مذبوحا بارض كرب و بلاء من عصابة من امتى و انت مع ذلك عطشان لا تسقى و ظمآن لا تروى و هم مع ذلك يرجون شفاعتى لا انا لهم اللّه شفاعتى يوم القيمة حبيبى يا حسين ان أباك و امك و اخاك قدموا على و هم مشتاقون اليك و ان لك فى الجنات لدرجات لا تنالها الا بالشهادة « 1 » ؛ اى حسين عزيز ، گويا تو را مىبينم كه به زودى در ميان خون خود غوطهور هستى و جماعتى از امت من تو را در سرزمينى به نام كرب و بلا مىكشند . در حالى كه تشنهاى ، به تو آب نمىدهند و با اين حال اين جماعت انتظار شفاعت مرا در قيامت دارند - خداوند آنها را از شفاعت من بىبهره سازد . اى حسين عزيز ، پدر و مادر و برادرت نزد من آمدند و شوق ديدار تو را دارند ، و براى تو در بهشت درجاتى است كه به آنها نايل نمىگردى مگر با شهادت . » در اينجا حسين عليه السّلام از خواب بيدار شد ، در حالى كه وظيفهء الهى و مقدس وى در برابر حكومت زادهء معاويه به خوبى روشن است و پايان كار آن حضرت تعيين شده . اين وظيفه چيزى جز همان خواست فرزند على نيست ، همان خواست كه ضمن مناجات با خدا آن را بيان كرده بود « و انكر المنكر » ، راهى كه اكنون پيامبر خدا در برابر حسين قرار داد همان
--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، حالات سيد الشهداء ( ع ) ، ج 2 ، ص 4 .